در شکوه کدام شب با اشک بسرائیم
که شقایقهامان غمناکند ...!
عدالت !
این همیشه زخمی
این همیشه مجروح چه تهمت ها که ندیده و با اقدس نام او چه گورستانها اباد نگشته ...

استاد نادر ابراهیمی
نیز به به موجهای خزر پیوست///
کاش میبود و
دوباره شهری که دوست میداشتم را
برا هلیا مینوشت
اما دریغ که چون عسل یک عاشقانه ارام
در مکانهای عمومی چون اتش بدون دود
و چون تکثیر تاسف پدر بزرگ ...
از بین ما رفت...!!!
هلیا برخیز و سلام ماهیگیران را بی جواب مگذار
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
ساحل چمخانه :
نادر ابراهیمی رفت
ناگه غروب کدامین ستاره
ژرفای شب را چنین بیش کرد مست؟؟؟

تنها نیستم
پر
از میوه هایی که در دهن اب میشود
اراسته
به هزار گل گوناگون
غره
در اغوش افتاب
خوشبخت
از پرنده ای خودی
شاد
از یکی قطره باران
بسی زیباتر
از اسمان صبحگاهی
وفادار
از باغی سخن میگویم
خواب می بینم
اما به حقیقت دوست میدارم.
ویلیام فاکنر
ای جنون !
عمریست می خواهم
دلی خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی کنم
تیک تاک ساعت
چه می گوید ؟
گذشت زمان
رنگ و نیرنگ زمان !؟
به کجا باید رفت ؟؟؟
به همان
غار نخستین
که پدر ماوی داشت...!
ایام مبارک باد از شما
مبارک شمائید
ایام می ایند
تا بر شما مبارک شوند.